|
حکومت اسلامی یا
ارزش اسلامی
محمدرضا سیادت
فهرست مطالب
سخنی
با خواننده محترم.
PAGEREF _Toc80078880 \h
11
شرایط سیاسی ایران قبل از
انقلاب سال 1357..
PAGEREF _Toc80078881 \h
12
نقش مذهب در شروع انقلاب...
PAGEREF _Toc80078882 \h
12
نقش روحانیت در انقلاب...
PAGEREF _Toc80078883 \h
13
نقش افراد، نویسندگان و گروه
های دیگر در انقلاب...
PAGEREF _Toc80078884 \h
13
آیا انقلاب بهمن 1357 اسلامی
بود؟.
PAGEREF _Toc80078885 \h
14
شروع انقلاب...
PAGEREF _Toc80078886 \h
14
آیا انقلاب توسط قدرت های بزرگ
طرح ریزی شده بود؟
PAGEREF _Toc80078887 \h
14
تشکیل حکومت اسلامی..
PAGEREF _Toc80078888 \h
16
اشتباه خمینی رهبر انقلاب چه
بود؟.
PAGEREF _Toc80078889 \h
17
1- انتخاب نام امام خمینی خود
نمونه ای گویاست .
PAGEREF _Toc80078890 \h
20
2- تقدس گرائی و بت کردن
شخصیتها
PAGEREF _Toc80078891 \h
20
3 - حذف مخالفان وعدم تحمل
دیگران..
PAGEREF _Toc80078892 \h
21
4 - تشکیل سازمان اطلاعات و
انحراف جدی در اهداف انقلاب و ارزشهای اسلامی:
PAGEREF _Toc80078893 \h
22
5- عدم متارکه جنگ....
PAGEREF _Toc80078894 \h
24
6 - تشریفات واسراف وتبذیرها
PAGEREF _Toc80078895 \h
24
7 - استحمار.
PAGEREF _Toc80078896 \h
25
8 - شعار عدالت اسلامی و
حمایت از
مستضعفین..
PAGEREF _Toc80078897 \h
25
9 - انتخاب رجال و مدیران
طرازاول.
PAGEREF _Toc80078898 \h
26
10- سرنوشت سه شعار محوری
استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی
PAGEREF _Toc80078899 \h
26
11 - بروز معضل اجتماعی اعتیاد
در رژیم مصلحتی..
PAGEREF _Toc80078900 \h
28
12 - فحشا و حکومت جمهوری...
PAGEREF _Toc80078901 \h
29
13 - فساد اداری و نظام.
PAGEREF _Toc80078902 \h
29
14 - امنیت مالی وجانی در نظام
به اصطلاح اسلامی
PAGEREF _Toc80078903 \h
30
15 - پدیده تزویر و ریا
کاری در حکومت جمهوری مصلحتی!
PAGEREF _Toc80078904 \h
30
16 - انتخابات و نظام.
PAGEREF _Toc80078905 \h
31
17 - وضعیت قوانین درنظام
جمهوری مصلحتی..
PAGEREF _Toc80078906 \h
32
18 - آموزش و پرورش در نظام
جمهوری مصلحتی..
PAGEREF _Toc80078907 \h
35
شورای تشخیص مصلحت نظام.
PAGEREF _Toc80078908 \h
36
بنام
خداوند بخشنده مهربان
ستایش
خدای را که پروردگار جهانیان است .
او که بخشنده و مهربان است و
پادشاه روز جزاست .
پروردگارا تنها تو را می
پرستیم و از تو یاری میجوئیم .
تو ما را به راه راست هدایت
فرما، راه کسانی که به آنان نعمت بخشیدی نه راه آنها که مورد غضب تو
قرار گرفته و یا گمراه شدند.
بار خداوندا مرا از جمله
کسانی قرار ده که راه افراط و تفریط نپیمودند و تو با کرامتت آنها را
در جاده مستقیم راستی و عدالت قرار دادی .
بار پروردگارا کمکم کن تا
سخنی و حتی کلامی جز به حقیقت نگویم .
خداوندا قدرت و فهم آن ده تا
پرده از ظلمات برگیرم و نور حقیقت و روشنی را برای آنان که خواستار
راستی و حقیقتند برافروزم .
بار پروردگارا بر محمد(ص) و
خاندان او و بر جمیع انبیا و فرستادگان ، شهدا و صالحین درود فرست.
سخنی
با خواننده محترم
این
کتاب که نویسنده آن سعی دارد به توفیق الهی جزراستی وحقیقت نگوید برای
افرادی سودمند خواهد بود که در جستجوی کشف حقیقتند نه آنانکه برای
ارضای خود دنبال سخنی موافق طبعند. محتوای این کتاب تحلیلی مختصراست بر
انقلاب اسلامی ایران و شخصیتهای آن و علتهای پیروزی و شکست آن از زبان
فردی که از نوجوانی انقلاب را درک کرده ،با آن زندگی کرده و ناظر بر
آن بوده است. در طول عمرش سخنان موافقان و مخالفان را با سعه صدر گوش
داده و سعی نموده آیه ( فبشرعباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ،
بشارت ده بندگانی که سخنان دیگران را شنیده و از بهترینش تبعیت می
کنند، ) را آویزه گوش خود قرار دهد. خود در خانواده مذهبی رشد کرده
وبا قرآن ،احادیث ، مذهب ،عرفان و... آشنایی داشته و درعین حال از
فرهنگ و تمدن جدید دورنبوده ، موافقان و مخا لفان جدی انقلاب را هردو
درک کرده است. این کتاب را تقدیم می کنم به آن دسته از پاسداران ،
بسیجیان و جهاد گرانی که مخلصانه از دین ، شرف و کشور خود دفاع کردند.
آنانکه چشمداشتی جزرضایت خداوند نداشتند. به آندسته از مجاهدین خلق که
جان خویش را در طبق اخلاص گذاشتند و با الهام از سرور شهیدان حسین بن
علی (ع) به مصاف جهل و غرور شتافتند، به آندسته از کار گران وکارمندان
صدیقی که زندگی شخصی خود را وقف حل مشکلات شهرو روستا کردند وصادقانه
سالهای جوانی خود در راه خدمت به مردم سپری کردند.به عناصرصادق
گروهها،احزاب و سازمانهای مخالف ، موافق ، مسلمان ویاغیرمسلمانی که
انگیزه ای جز خدمت به خلق نداشتند.
این کتاب تقدیم میکنم به
جوانانی که هم اکنون پا به عرصه اجتماع می گذارند ومی خواهند از تاریخ
کشورشان و ازشخصیت های آن با اطلاع باشند. تقدیم به آنان که حاضرند
برای کشف حقیقت از هیچ کس و هیچ چیز واهمه نداشته، جان خویش رافدای حق
کنند ( الذین یبلغون رسالات الله ولا یخشون احدا الاالله و... سوره
احزاب آیه 39 ) .
بدیهی است که هیچ فردی قادر
نیست بیطرفانه مسائل را بررسی نماید چرا که ارزشها و ضد ارزشها در درون
هر آدمی میزان مقایسه وی هستند و هر فرد بسته به اینکه چه عقیده ای
داشته باشد مسائل اطراف خویش را به قضاوت مینشیند واز طرفی فقط خالق
انسانهاست که از ضمیر افراد وبندگان خویش آگاه است و لذا ادعای بی طرف
بودن هر نویسنده ای باطل بنظر می رسد هر چند وی بخواهد بر اساس یک
معیاراز پیش تعیین شده به قضاوت ننشیند ولی چون دارای احساس است و
احساس بخشی منفک ناپذیر از وجود هر شخصی تشکیل میدهد لذا قضاوت بی
طرفانه کاری اگر چه نه غیر ممکن بلکه بسیار دشوار است. لذاصفحاتی که در
پیش روی شماست از دید یک فرد مذهبی انگاشته شده و تنها نقطه قوت آن
عاری از هرگونه حزب و سازمان گرائی است چرا که به عقیده نگارنده (کل
حزب بمالدیهم فرحون) ( سوره مومنون آیه 53 )
مسئله دیگر که خواننده عزیزاین
کتاب باید بداند آنستکه که آداب وترتیب نویسندگی وهزاران نکته ای که هر
نویسنده فارسی زبان می بایست دردستور کار خود قرار دهد در این کتاب
رعایت نگردیده (هیچ آدابی و ترتیبی مجو، هرچه می خواهد دل تنگت بگو)
زیراقصد او نه نویسندگی بلکه بازگوئی قسمتی از تاریخ گذشته برای
نوجوانانی است که جز حرف های ضد و نقیض که یا به طرفداری و یا برعلیه
انقلاب و شخصیت هایش نشنیده اند وهنوز نتوانسته اند بدانند که راستی
این انقلاب و شخصیت های آن چگونه بوده اند و باز نکته دیگر اینکه
نویسنده نمی تواند یک دید کلی از کل انقلاب و جریان های پیش آمده به
خواننده ارائه دهد چرا که دراینصورت او می بایست بر کل حوادث پیش آمده
احاطه داشته و حداقل خبرداشته باشد و او نمیتواند همچو یک فرمانده جنگ
که ازجریانات کلی جنگ خبر دارد مسائل را مورد بررسی قرار دهد بلکه دید
او همچو یک سربازی است که گر چه احاطه کلی نداشته ولی خود در جنگ حضور
داشته و دوستان و دشمنان را از نزدیک شناخته و با آنها هم صحبت شده است
و بیش از آنکه به کشت و کشتار بیندیشد به مسائل و دلایل جنگ فکر کرده
است. بهر حال امید آنرا دارم که با بازگو کردن ورق هایی از تاریخ گوشه
هایی از حقیقت کشف شده و فرا روی مشتاقان راستی باشد.
آنانکه مرد را به حقیقت می
شناسند نه حقیقت را به مرد ( اشاره به سخنان علی (ع)
مولای متقیان )
جهت
بررسی انقلاب ایران می بایست قدری به عقب باز گردیم. قضاوت در مورد این
که رژیم شاهنشاهی ایران تا چه اندازه مردمی و یا غیر مردمی و یا وابسته
به قدرت ها به اختیار یا به اجبار بوده از توان نویسنده خارج است و
آنان که نظام قبل ازآن را درک کرده اند و قدرت مقایسه با ما قبل آنرا
دارند و یا سال های جوانی خود را درآن نظام سپری کرده اند در قضاوت ذی
حق ترند.
آنچه نویسنده برآن اطلاع دارد
بسر بردن بیش از نیمی از مردم کشور در روستا های فقیر کشور و محرومیت
از امکانات اولیه نظیرآب آشامیدنی سالم، جاده، برق، بهداشت و... با
وجود در آمد سرشار دولت و بایگانی یا سرمایه گذاری ملیاردها دلار در
خارج از کشور بوده .
حال اینکه این سیاست براساس
منطقی بالاتراستوار بوده باز از قضاوت من خارج است. اهم فعالان سیاسی
در آن زمان (سالهای قبل از انقلاب ) که هر کدام طرفدارانی ونمودی در
دانشگاه ها داشتند عبارت بودند از: ( تقسیم بندی فوق از
دریچه دانشگاه است )
1- مجاهدین خلق با ایدئولوژی اسلامی و با عملکرد
مبارزه مسلحانه. هواداران آنها در دانشگاه ها که شاید بیشترین ( از نظر
کمیت ) بودند با تشکیل گروه های کوهنوردی، جلسات، پخش اعلامیه و
اطلاعات و رهبری اعتصابات سعی بر یارگیری و آشنائی دیگران با رهبری و
گذشته ها و نقطه نظرهای سازمان خود
داشتند.
2- دیگر دانشجویان مبارز
مسلمانی که حول رهبری خمینی به فعالیت مشغول بوده و از نظر مذهبی در
مقایسه با گروه اول عمیق تر و ظاهراً پایبند تر به مسائل اسلامی بودند.
مبارزات آن ها بیشتر تکیه بر
مبانی اسلامی داشت تا سیاسی . آنها آشناتر به علوم اسلامی بوده و در
بین مردم بویژه قشرهای بازاری دارای طرفداران بیشتری بودند.
3- چریک های فدایی خلق با
ایدئولوژی کمونیستی و با خط مشی مبارزه مسلحانه و با عملکرد مشابه با
گروه اول .
4- توده ای ها با ایدئولوژی
کمونیستی که آنها نیز برای خود هوادارانی در دانشگاه ها و دیگر قشرها
داشتند.
علاوه بر گروه های فوق شخصیت
های مذهبی و سیاسی مستقل و یا گروه ها و مجامع دیگری نیز وجود داشتند
که هر کدام به نوبه خود دارای فعالیت سیاسی بوده نظیر دکتر علی شریعتی
، مرتضی مطهری ، نهضت آزادی ،...
نقش
مذهب در شروع انقلاب
اکثریت مردم ایران از دیر باز
مسلمان بوده و روحیه دینی و مذهبی در اعماق جان و دل آنها نفوذ کرده و
فرهنگ و سنت آنان را خود آگاه یا نا خود آگاه تحت تاثیرعمیق قرار داده
است.
هرچند که به لحاظ عملکرد
روزمرگی و در مصاف با منافع شخصی به گونه ای دیگر عمل می کنند که
لامذهب ها نیز بخود اجازه نمی دهند ولی به لحاظ عقیدتی و فلسفی
اعتقادات در وجود آنها رخنه کرده و قشر وسیعی نیزعمیقاً مورد تاثیر
قرار داده است.
فرهنگ اسلامی در مقایسه با
سایرادیان بسیار پویا، عمیق واساسی بوده و بویژه مذهب تشیع چنان پویاست
که می تواند هر فرد شیعه را مانند بمبی درمقابل دشمنان خود قراردهد.
تشیعی که رهبر خود را حسین بن علی (ع) میداند که از بذل جان، خانواده و
مال در راه مبارزه با ستمکاران دریغ نکرده می تواند بسیار فعال و دشمنی
خطرناک برای استکبار جهانی بشمار رود.
افسوس و صد افسوس که بجای
شیعیان، دشمنان شیعیان به عظمت دین و مذهب پی برده و سعی بر نابودی آن
بهرطریق ممکن را دارند.
عملکرد استکبار در کشورهای
مسلمان در سال های اخیر نظیر افغانستان، بوسنی، عراق و بویژه در
کشورهای شیعه نشین موید این ادعاست.
دین قادر است توده های میلیونی
مردم را از خانه ها بیرون کشیده وبه مصاف توپ و تانک بکشاند. صحنه هایی
از تظاهرات مردم ایران در بدو انقلاب نمونه هایی از این حرکت بشمار
میآید.
روحانیت
از دیر باز در بین اقشار مختلف مردم جایگاه ویژه کسب کرده و نقش ارشاد
و تربیتی توده ها را به عهده داشته است. از بین این قشر افراد کمی
متقی و پرهیزگار وعارف پرورش یافته و مابقی از طفیل این خوبان توانسته
اند جایگاه مردمی داشته باشند وهرچند خود افرادی سود جو و فرصت طلب
بوده ولی نقش پرهیزگاران را بازی کرده اند.
این گروه (روحانیت) که به مسائل
دینی ومذهبی بیش از اقشار دیگر آگاه بوده اند در تمامی نقاط شهر وروستا
پراکنده شده و تشکیل شبکه ای وسیع داده اند آنان گرچه اکثراً با یکدیگر
رقابت داشته ونسبت به هم حسادت می ورزند ولی از آنجا که منافع همگان در
اتحاد دیدند و رهبری انقلاب را از قشر خود یافتند توانستند با اتحاد
نقش رهبری را در انقلاب بدست گرفته ویکه تاز میدان شوند.
البته ذکر این نکته ضروی است که
افرادی از این قشر از دیر باز ترک جان ومال کرده و سابقه مبارزاتی
طولانی داشته وعمری را در زندان و تبعید گذرانده والحق در مبارزات
سیاسی پیشتاز بوده اند. آنان بواسطه آشنا بودن به مسائل دینی از یکطرف
و در میان مردم زندگی کردن و زبان آنان را دانستن از طرف دیگر، قادر
بودند محرک قدرتمندی در بسیج مردم باشند رهبر انقلاب خمینی نیز از
نمونه بر جسته این قشر است.
روحانیت بیش از همه در بین
بازاریان جایگاه و صاحب موقعیت ویژه است .
بدیهی است که افراد، شخصیت ها
ونویسندگان و سایر گروه ها اعم از مذهبی و سیاسی هر کدام به سهم خود در
روشنگری مردم و بسیج آنها نقش داشته اند از بین آنها ، دکترعلی شریعتی
بعلت تسلط برعلوم مذهبی وهم بر فرهنگ و تمدن جدید نقش ویژه ای در تحرک
جوانان و بیداری نسل جوان ایفا کرد. کتاب های او به مثابه دم مسیحا
توانست مردگان و خاموشان را به عصیان بکشاند افسوس که هنگام قیام و بعد
از آن نبود تا بتواند موجی را که ایجاد کرده در مسیر صحیح رهبری نماید.
آیا
انقلاب بهمن 1357 اسلامی بود؟
بسیج میلیونی مردم بر علیه نظام
شاهنشاهی نه بعلت بالا رفتن فهم سیاسی مردم و نه بعلت ظلم و ستم
شاهنشاهی بود زیرا اکثریت مردم در رفاه نسبی و امنیت قابل توجهی نسبت
به دوران قبل از خود بودند.
بنظر من آنچه که توانست کلیه
اقشار مردم را بر علیه رژیم متحد گرداند و به حرکت وا دارد روحیه مذهبی
مردم و رهبری مذهبی بود. چرا که نقطه ضعف رژیم شاهنشاهی در رعایت نکردن
مسائل مذهبی بلکه اشاعه ظاهراً فحشا بود.
خلع حجاب اجباری دختران محصل،
برگزاری جشن و هنرهای آن چنانی، تاسیس میکده ها، بارها و کاباره ها
و... همه از جمله کارهایی بود که می توانست روحیه مذهبی مردم را خدشه
دار کرده و دلیلی برای مبارزه مخالفین باشد.
شروع
انقلاب
راه پیمایی معروف قم متشکل از
طلبه ها، بازاریان و دیگر قشرهای مذهبی که بدنبال اعتراض به درج مقاله
توهین آمیز به خمینی در جراید صورت گرفت و برخورد شدید نیروهای امنیتی
و به خاک وخون کشیده شدن عده ای و سپس چهل روز بعد در تبریز و سپس در
شهرهای دیگر باشعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه توانست بتدریج توده های
مردم را متحد کرده و رژیم شاهنشاهی را به عقب نشینی وا دارد تا آنجا که
پس از حدود یکسال این قیام ها به پیروزی انقلاب انجامید و رژیم
شاهنشاهی سقوط کرد.
هر چند که همه گروه های سیاسی
از مسلمان و غیر مسلمان در پیروزی انقلاب نقش داشتند ولی رهبری آن
وانگیزه کلی آن در بسیج میلیونی توده ها مذهب و دین بود، قرار گرفتن
مجتهدی صاحب فتوا در راس انقلاب، حرکت مردم را سریع و درهمدلی آنان نقش
ویژه ای داشت و شرکت در انقلاب را بمثابه یک فتوای مذهبی اشخاص را ملزم
به حرکت میکرد.
ابتدا جوانان وسپس مادران و سپس
پدران به این موج پیوستند. تعداد مخالفان انقلاب و رهبری مذهبی آن گرچه
بسیار اندک بودند ولی از اقشاری بودند که تجربه تاریخی بیش از دیگران
داشته و از مسائل و رویدادهای زمان شاه و قبل از آن آگاه بودند. آنان
که محرومیت های گذشته را درک کرده بودند و پیشرفتهای اقتصادی امنیتی
و... را در زمان شاه دیده بودند و با گذشته ها مقایسه میکردند و تعصب
مذهبی نداشتند دلیلی برای انقلاب نمی دیدند وبا فرزندان خود مخالفت
کرده وآنان را از شرکت در تظاهرات منع میکردند. بویژه از رهبری
روحانیت بیم داشتند ولی موج خود جوش مردم و پیوستن توده ها به آن به
حدی بود که راه هر گونه مخالفتی را بسته و جائی برای بررسی نگذاشته وهر
مخالفتی را درهم می نوردید.
فکر این که ممکن است این انقلاب
مانند سایر کودتاها از جانب قدرتهای سلطه گر طرح ریزی شده و یا اینکه
رهبری آن وابسته به آنان باشد اساساً باطل و دورازانصاف است هرچند قدرت
های سلطه گر همه سعی دارند برموج سوارشده و به نفع خود آنرا مهار
نمایند ولی کل حرکت و رهبری آن خود جوش و فارغ از هر گونه وابستگی بود
متاسفانه بعضی از ما، آنجا که قصد تعریف داریم شخصیت هایمان را بت کرده
و به پرستش آن مشغول میشویم و آنجا که قصد توهین داریم حاضریم هرگونه
بر چسب ناچسب و هر گونه تهمت را به مخالفان خود روا داریم ما بایستی
عادت کنیم که نکات مثبت و منفی را در قضاوت هایمان هر دو ببینیم تا به
چپ روی یا راست روی یا هر دو دچار نشویم ما باید شهامت این را داشته
باشیم تا در مورد دشمنان هم عادلانه قضاوت کنیم و نکات مثبت و منفی
آنان را با هم ببینیم و بدانیم که در غیر این صورت به خود ضربه زده ایم
.
یک اصطلاح سیاسی که میگوید هر
چپ روی منجر به راست روی میشود و بالعکس حرف صحیحی است یعنی آنان که در
کاری یا قضاوتی افراط می کنند به جائی می رسند که به افراط خود متوجه
شده و متنفر میگردند و سپس برای جبران آن به تفریط تن در میدهند می
گویند گاه آدمی که نزدیک بود ازیک طرف بام سقوط کند از ترس عقب عقب
رفته واز طرف دیگر بام سقوط می کند.
چه خوب بود دوستان و دشمنان هر
دو با انصاف بوده و جانب عدل و راستی در نظر داشته که اگر چنین بود
بساط دشمنی از بین رفته و حلقه دوستی و عدالت نمایان می گردید.
وقتی ما هم به خوبی ها وهم بدی
های دشمن خود حمله کنیم در واقع سلاح را به دست دشمن خود داده ایم تا
با مطرح کردن خوبیهای خود و تاختن بی مورد ما، خود را در موضع مظلومیت
و حق، جلوه دهد.
دیگر مسئله اینکه وقتی فردی یا
گروهی ببیند دشمن انصاف را در داوری خود نسبت به او رعایت نکرده حرف حق
او را هم قبول نکرده و در موضع تدافعی و یا تهاجمی قرار می گیرد واین
نکته از اشکالات مهم سازمان ها و گروه های سیاسی است. بدی و زشتی اعمال
دشمن نباید موجب گردد تا انسان از مسیر عدالت خارج شود ( یا ایها الذین
آمنو کونوقوامین لله شهدا بالقسط و لایجرمنکم شنئان قوم علی الا
تعدلو،اعدلوهواقرب لتقوی = ای کسانی که ایمان آورده اید همواره برای
خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید، بد رفتاری دشمنان باعث نشود
که شما از جاده عدالت خارج شوید ، عدالت رعایت کنید که به تقوا نزدیکتر
است. سوره مائده آیه 8 )
راستی که اگرماسخن پروردگار
بزرگ ، خالق خود را آویزه گوش می کردیم همه مشکلات ما حل شده وبه این
روزگار سیاه در نمی افتادیم .
برای اثبات ادعای خود دال بر
مردمی بودن انقلاب و عدم وابستگی به اجانب می بایست قدری با شخصیت
رهبری انقلاب خمینی آشنا شویم .
راستی خمینی که بود و چه شخصیتی
داشت ؟
سئوال مهمی که جواب خیلی از
معماهای حل نشده است .
آیا او یک مرد الهی بود؟
آیا او شیفته قدرت، پست ومقام
بود؟
آیا او به دنبال جمع آوری مال
ومنال بود؟
آیا او با بیگانگان سروسری
داشت؟
آیا او بیرحم وظالم بود؟
آیا اوخود خواه غیرمردمی بود؟
آیا او نوکراجانب بود ؟
آیا اوایران وایرانیان را دوست
میداشت؟
آیا او اسلام را دوست میداشت ؟
آیا واقعا یک مجتهد بود؟
آی |